تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

80

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

بودند . « 1 » و به جهت آن‌كه جدّ ششم وى « ميرزا محمد على » قاضى القضاة آذربايجان بود ، ملقّب به قاضى گشت . اين لقب براى اولاد و فرزندزادگان ايشان به يادگار ماند و حتى علّامه طباطبائى در آغاز ورود به قم ، به نام « قاضى » مشهور بود ، ولى چون از سادات طباطبائى بود ، تمايل داشت به طباطبائى معروف شود . علّامه در پنج سالگى ، مادر و در نُه سالگى ، پدر را از دست داد و گرد يتيمى بر سر و رويش نشست . تقدير الهى چنين بود كه روح اين مرد بزرگ همچون بسيارى از اوليا و نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله با غم جانكاه فقدان والدين صيقل يابد . لِلَّهِ دَرُّ النَّائِباتِ فَانَّها * صَرْدُ الّلِئامِ وَ صَيْقَلُ الْاحْرارِ فراگيرى علوم او همراه با برادر كوچك‌ترش ( سيد محمد حسن ) « 2 » درس مىخواند و در ضمن به تمرين خط مىپرداخت . تا مدت پنج سال به آموختن قرآن مجيد و كتاب‌هايى چون گلستان و بوستان سعدى و اخلاق مصوّر و تاريخ عجم و انوار سهيلى و منشآت اميرنظام و ارشاد الحساب و نصاب الصبيان و سپس به خواندن صرف مير و معانى بيان ، نزد شيخ محمد على سرابى ، اديب آن روزگار ، و همزمان به فراگيرى فنون خط نزد ميرزا على نقى ، استاد برجستهء خط كه از خويشاوندان ايشان بود ، پرداخت . وى از چنان هوش و ذكاوتى برخوردار بود كه در مدرسهء طالبيهء تبريز ، از سال 1297 تا 1304 ، يعنى فقط در مدت هفت سال به فراگيرى دانش‌هاى گوناگون و خواندن كتاب‌هاى

--> ( 1 ) . سلسله نسب مرحوم علّامه در زندگىنامه خود نوشت علّامه ، ص 43 بيان شد ( 2 ) . مرحوم آيةاللَّه حاج سيد محمد حسن طباطبائى الهى ، از هر جهت مشابه برادر ارجمند خود مرحوم آيةاللَّه علّامه سيدمحمد حسين طباطبائى بودد . علّامه دربارهء ايشان مىفرمايد : روزهاى بسيار با برادر از تبريز بيرون مىآمديم و در دامنهء كوه‌ها و تپه‌هاى سرسبز اطراف از صبح تا به غروب ، به نوشتن خط مشغول مىشديم و سپس با هم به نجف اشرف مشرف شديم . برادر ، راجع به تأثير صدا و كيفيت آهنگ‌ها و تأثير آن در روح و تأثير لالايى براى كودكان كه آنها را به خواب مىبَرَد و به‌طور كلى از اسرار علم موسيقى و روابط معنوى روح با صداها و طنين‌هاى وارده در گوش ، كتابى نوشتند كه انصافاً رسالهء نفيسى بود و تا به حال در دنياى امروز ، بىنظير و از هر جهت بديع و بىسابقه بود ، ليكن بعد از اتمام رساله خوف آن را پيدا كرد كه به دست نااهل از ابناى زمان و حكام جائر بيفتد و از آن حكومت‌هاى غير مشروعِ دنياى امروز استفاده و بهره بردارى كنند ؛ لذا آن را به كلى مفقود كردند ( همان ، ص 24 )